کردستان گردی ...

سلام دوستای وبلاگی ما...در پایین عکسایی از مسافرت فوق العاده مون به کردستان رو با اون طبیعت زیبای وحشی اش براتون میذارم.
شرح مسافرت:
خرداد 91 فرصت خوبی بود. با خاله و پوریا،کیمیا هماهنگ کردیم چند روزی بریم کردستان گردی .پوریا کیمیامدت ها بود تو رو ندیده بودند و ذوق شون برا دیدن تو باور کردنی نبود وسایل سفر رو مهیا کردیم و صبح روز 11راه افتادیم تو عکس اولی معلومه که چقدر از هیجان pkکپ کردی اخه همش سر بقل گرفتند دعوا بود .از نقده کردستان زیبا شروع شد.طبیعت به قدری زیبا بود که بابایی نتونست خودشو کنترل کنه،مدام نیگر می داشت و عکس می انداخت .دیگه سوژه شده بود و کرکر خنده،عصری شب پیرانشهر رسیدیم و بعد از رزرو هتل،بازار گردی کردیم.بمیرم اونقدر گشنه ت بود که همه بسیج شدیم واسه پیدا کردن شیری که تو می خوری ...بعد از کلی خرید بیرون شام خوردیم و اومدیم هتل .دیگه شلوغیات شروع شده بود و به عبارتی یخت وا شده بود ،هرچی رو می دیدی می خواستی .اخرشم گیر داده بودی به یه پیچ قرمز که بالای چوب لباسی بود. الا باید اونو درمیاوردیم میدادیم بتو.آخرسر خوابت برد.
فردا روز قشنگتری بود.سردشت محشر بود.خاله اینا اولین بار بود کردستان رو میدیدن و هر لحظه محو تماشا بودن.آبشار شلماش بی نظیر بود.و من دیگه عاقلانه عمل کردم و باتو بالای پله ها واستادم وخاله اینا با بابایی رفتند پایین.آخه خدا میدونه چندتا پله باید پایین میرفتن و او که هیچ بعد برمیگشتن...وما اونجا دوتایی تماشاشون میکردیم و لذت میبردیم.
بعد رفتیم خرید و بازار گردی بعدم عصری برای دیدن اب معدنی گیراوان رفتیم که عکس هاشو برات پایین میذارم،ابهت اون صخره مارو مسخ کرده بود.همه خوشحال بودیم که تو جمع مایی و هر کی به نوعی حواسش به تو بود که نکنه گشنه ت باشه ،اب بخوای ،خوابت بیادو... همه چی عالی بود .بعد رفتیم بانه . تو ایام پیک تعطیلات بودیم و ناباورانه هتل ها پرشده بودن. هواهم سرد بود و تو چادر خوابیدن مساوی بود با مریضی تو.اینجا هم کرد بودن بابایی به دادمون رسید و از یه اقایی که هندونه می خریدیم پرس و جو کرد و اون وقتی تو رو دید اصرار کرد شب رو بریم طبقه پایین خونه ی اونا. چاره ای نداشتیم و بابایی به شرط این که بابتش اجاره بگیره قبول کرد.خونه ی راحتی بود . وکلی کرکر خنده . بماند که پوریا زهرهء منو ترکوند بعد خودش سرشو گذاشت خوابید و من تا صبح بیدار بودم . فردا صبح کلی از بازار بانه خرید کردیم وبه طرف "سقز" راه افتادیم ناهار خوردیم و تو شلو غی ات کلافه کننده شده بود بعد رفتیم هتل گرفتیم ورفتیم یه پارک بزرگ کلی وسطی بازی کردند بچه ها . تو دیگه سردتت شده بود لای پتو پیچوندیمه ت مگه وایمیستادی ...شام همگی کمک کردیم یه املت خفن درست کردیم وای که تو فضای پارک چه چسبید قربونه اون دهن کوچیکت برم من که ملچ ملوچ املت و می خوردی دیگه وقت خوابت برگشتیم هتل... صبح رفتیم "بوکان"وسر راه نون محلی توی تنورای با مزه می پختند. اسم اون نون "کلانه"بود. وایستادیم بالاسرشون و فیلم گرفتیم از طرز تهیه اش . خمیر و پهن می کردن و کلی سبزیجات کوهی مخصوص باسیر تازه و روغن حیوانی و رو تنور مینداختن و اون جلز و ولز میکردو میپخت.همونجا دوغ محلی هم بود که با نون خوردیم.همه خوششون اومده بود ولی باباییت...نگو...راستش یادم نیس چندتا سفارش دادو...پیرانشهر هم واسه صبحونه یه نون شیرینی گرفتیم که اسمش"کولره"شیرین بود ولی این فرق میکرد.بعد رسیدیم مهابادو اون پاساژهای معروفش.خرید زیادی داشتیم برا تو هم یه شلوارک خوشگل خریدیم .از سقز هم یه جفت کفش محشر مدل مردونه اسپورت-مجلسی گرفته بودیم.چند ساعت بعد خاله اینا رفتند نهار بخورن و ما هم رفتیم دیدن بابا بزرگ و مامان بزرگت که مهاباد زندگی میکنن...خیلی خوشحال شدن که دیدنت و پول دادن که برات از بازار یه چیزی بگیریم ما هم دوباره برگشتیم بازار.از مهاباد به طرف تبریز بابایی و پوریا باز گشنه شون شد.ماشاللا به این اشتها...بهونه بناب کبابی داشتن .نیگر داشتیم و اونا به مراد دل رسیدن ولی سر فیلمبرداری و گزارش تهیه کردن پوریا آی خندیدیم....دیگه آخرای مسافرت بود و همه بخصصوص بابایی با صبرو حوصله ای که به خرج داد هر لحظه اش برامون به یاد ماندنی شد.تو ماشین به قدری رقصیده بودیم که دیگه نا نداشتیم.و تو با اجازه تون روی لباسهای پوریا بالا آوردی و مجبور شدیم نیگر داریم تا لباسهای هردوتون از دم عوض شه.پوری بقدری دوستت داره که جیکشم در نیومد و کیمیا هم معمولا هرچند وقت یه بار قهر بود که نوبت من گذشتو هومن دست پوریاس هنوز.عصری شب تبریز رسیدیم و با کلی قول و قرار از خاله اینا جدا شدیم...یکی از زیباترین مسافرتهای زندگیت مبارکت باشه عزیزم/مرسی که گل پسر بودی و حضورت پر از شور و هیجان بود!!!


خلبان هواپیمایf16هومن بهرامی


آبشار شلماش

آبشار شلماش


آبشار شلماش

تبریز_کردستان(هومنی در بغل پوریا)

اب معدنی گیراوان

اب معدنی گیراوان

اب معدنی گیراوان

پارک(املت خورون)


کردستان گردی ...
